این مقاله جنبش «ژن ژیان آزادی» را در چهارمین سالگرد آن، نه صرفاً یک اعتراض خیابانی، بلکه به عنوان یک روند عمیق اجتماعی و گفتمانی از منظر اندیشههای عبدالله اوجالان بررسی میکند. نویسنده نشان میدهد که این شعار از سه ضلع بههمپیوسته تشکیل شده است: «زن» که از موضوعِ تحت کنترل به سوژهی مستقلِ تصمیمگیر تبدیل میشود؛ «زندگی» که فراتر از بقا، به معنای حق زیست شایسته و خودمدیریتی است؛ و «آزادی» که تنها رفع یک اجبار نیست، بلکه توانایی جامعه برای ساختن مناسباتی عاری از سلطه است. در نهایت، پرسش اصلی مقاله این است که آیا این جنبش توانسته انرژی اعتراضی خود را به ساختارهای اجتماعی پایدار و پروژهای دگرگونساز تبدیل کند یا خیر.
برای دریافت فایل ژن ژيان آزادی؛ از خیابان تا ساختن جامعهای دیگرکلیک کنید.