الهه‌های آپویی

دنیز چیا

با تدقیق نظر در وضعیت اسفناکی که کوردستان همواره درآن به سر می‌برد دریافته می‌شود که علت‌العلل تمامی معضلات فردی و اجتماعی در واقع بحران شخصیت در کوردستان است. نبود متد علمی که از اتساق ساختاری برخوردار باشد فرایند تحلیل شخصیت را بسیار پیچیده کرده  و نحوه‌ی برخورد را تا حدی از حقیقت دور کرده است. گره افکنی و فرافکنی که از جانب سیستم‌های استعماری اعمال می‌شود باعث ایجاد توهم واقع‌گون شده و شخصیت کورد همواره در این منظومه‌ی خیالی سرگردان است. کورد در این ساحت خیالی نیز همواره فقدان را زیست می‌کند و از شکنندگی خاصی برخوردار است. خیال‌وارگی حاکم بر شخصیت کوردی به نوعی تداعی کننده‌ی “خزندگان موریس اشر” است که فرم و محتوای آن در راستای معنادهی، هماهنگ نیستند.

شخصیت شکننده‌ی کوردی در طی ادوار مختلف تاریخی همیشه بر یک منوال ثابت و روتین‌وار، در حاشیه‌ی روایت‌های کلان و خرد فکری، اجتماعی، سیاسی و جنسیتی زیسته است و نتوانسته که خود، به مثابه‌ی راوی عمل کند. فقر تعبیر نفس موجب شده که همواره خود را از نگاه دیگران وارسی کند که این هم مبین این وضعیت است که شخصیت کورد در مرحله‌ی آینه‌ای نیز دچار نوعی فروپاشی مضاعف شود. آینه‌ای که کورد خود را در آن می‌بیند شکسته و مبهم است به همین سبب کورد در وضعیتی ابهام‌زا و گنگ به سر می‌برد.

ولنگاری اجتماعی که در اثر حاکمیت موهوم سیستم‌های متجاوز در جامعه‌ی کوردستان ترویج داده می‌شد مزید بر علتی شد تا این شخصیت از جوهره‌ی خود فاصله بگیرد. خرافه پرستی و تقدیرگرایی موجب اخته‌گی سیاسی شخصیت کورد شد و به نوعی او را مبدل به فردی موکول‌گرا کرد که هر چیزی را به دیگری موکول می‌کند و حتی برای او نوعی “قیم” قائل شدند. سفاهت ذهنی که هیچ دلالت واقعی و علمی نداشت به انگاره‌ای درآمد که کورد فاقد دیسکورس معرفتی و حفاظتی است برای همین باید کسی همواره مراقب او باشد. کودک انگاشتن شخصیت کورد از دستآوردهای استعمار است. در نگاه مسلط، شخصیت کورد هیچ گاه بالغ نمی‌شود و به مثابه‌ی یک صغیر امکان تصرف در مایملک خویش را ندارد.

فقه کلاسیک اسلامی که بر محور کلام اشعری بنا شده است تاثیر بسزایی در شکل‌گیری این فرایند دارد. ایجاد حیاتی مملو از قاعده و تبصره که فرد را در پوزیشین هوشیاری کاذب محدود می‌کند، موجب ایجاد خودهراسی شد و شخصیت کورد همیشه دلهره و ترس دارد از این که در دادگاه عقاب، محاکمه شود. فقه اسلامی که نوعی دستورالعمل حیات صالحانه است چون دال اعظم که از مایگان حقیقی تهی است بر روی شخصیت کوردی سایه‌ی سنگینی انداخته است و دلالت‌های نشانه شناختی آن عاری از هر مدلولی است و این کورد را در فقدان نشانگان، مخنث کرده است.

تمامی مطالب فوق پیرامون بحران شخصیت کورد برای زنان کورد نیز صدق می‌کند و حتی از شدتی مضاعف برخوردار است. زن کورد به نوعی در گفتمان کوردی غایب است. شخصیت او در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و مطالعه‌ی او اصلا کار آسانی نیست. تاریخ کوردستان تاریخ انکار و امحای زن است و فاعل این امر مرد کورد و عامل آن نیز ذهنیت‌های حاکم و استعمارگر سیاسی و مذهبی هستند. دولت که یک فرم حاکمیت سیاسی و اجتماعی است با تبانی با مذهب به ساختن عرف و عادت ذهنی و فلسفی‌مآب در مورد زنان پرداخته است و به شکلی دلبخواه آن را روایت می‌کند. مرد مقتدر در راس هرم حکومت با زن هراسی نهادینه شده در ضمیر خود، در تلاش است که زن را به حاشیه براند و زنانه‌گی او را محو کند.

وضعیت بغرنج زن در کوردستان از یک چارچوب “اینترسکشنالیتی” برخوردار است و مسائلی چون طبقه‌ی اجتماعی، گرایش جنسی، دین، جغرافیا و سن، نوعی درهم تنیدگی علی ایجاد کرده‌اند. تمام این مسائل در شکل‌گیری شخصیت زن کورد دخیل هستند و هر کدام به اقتضای خود موثر هستند. کورد بودن که در ساحت قانون به نوعی جرم انگاری شده است با زنانه‌گی تبدیل به تابو و کفر بواح می‌شود و کسی وجود او را برنمی‌تابد. زن کورد محقر گشته است و اراده‌ی او به تاراج رفته است. متافیریک حضور او نیز نوعی فقدان هستی شناختی است که ریشه در زبان، سیاست و فرهنگ دارد.

ناسیونالیسم کوردی که برساخت ذهنیت مردسالارانه است، بازتعریف کژینه‌ی هویت است و در اضطرار و تملق دست و پا می‌زند. این گفتمان که در صدد دور زدن اخلاقیات است با فریبکاری و ریاپیشه‌گی تمامی رنج و زحمات زن کورد را به تاراج می‌برد و زن را چون پسماند جنسی تعریف می‌کند. زنی که در دام این ناطرازی هویتی می‌افتد از اصالت خود خارج می‌شود و فیگوری مسهتجن به خود می‌گیرد. در میان این ناهمواری فکری با پدیدار گشتن تفکر آپویی برای اولین بار مبحث شخصیت کوردی و زن به صورت علمی مورد تحلیل واقع شد. رهبر آپو با مطالعه‌ی نقادانه‌ی تاریخ، تمام نقاط کور آن را شناسایی کرد و کلیتی منسجم از این وضعیت را ترسیم نمود. تجربه‌ی زیسته‌ی رهبر آپو که در عمق بحران‌ها همیشه عصیانگرانه خواهان تغییر است چون رهنمود اساسی عمل کرده است.

ایجاد اتمسفر باز سیاسی برای تحلیل، بسترسازی برای خودشکوفایی، انتقاد و خود انتقادی، آموزش بر مبنای علمی و استاندارد و در نهایت دادن ابتکار عمل به زنان موجب شد یک تیپ شخصیتی در کوردستان ایجاد شود که با المنت‌های هستی شناختی رهایی کاملا همگن و همسو باشد. زنان غایت خود را پیدا کردند و آن هم آزادی از ذهنیت ارتجاع است. زنان تمامی “تئوری‌های رهایی” را در ابعاد متکثر به ساحت پراکتیک درآوردند. حضور فعالانه و مشارکت آزاد در کوهستان‌های آزاد و در شرایط سخت، اراده‌ی آنان را نمودار نمود که زنان فاعل حقیقی فعل خواستن و توانستن هستند. زنان با گذار از وضعیت‌های سابق از تاریخ تاریک سبقت گرفتند و پیشاهنگ قیام رهایی خلق‌ها شدند.

حضور فیگورهایی چون گلناز کارا‌تاش، زینب کناجی و ساکینه جانسز موجب استحکام و استقرار تئوری پیشاهنگی زنان شد و این شهدا هرکدام خط‌های سازماندهی خود را ایجاد کردند که در تاریخ کوردستان بی سابقه است. متافیزیک حضور زنان این بار کاملا رئال و وهم‌زدا است. پارامترهای واقعی برای تحقق حیات آزاد کشف و ارائه شدند و بر اساس آن نیروی زنان خود را سازماندهی نمود. رهبر آپو آزادی زن را مقدم بر آزادی جامعه دانسته و دلیل آن نیز این است که زن دارای اصالت استتیکی، اخلاقیات، زیبایی و اراده‌ی کشف و اختراع است. زن دیگر ابژه‌ی مسهتجن نیست بلکه مصداق بارز امر والای فلسفی است.

روژآوای کوردستان در این میان از اهمیت به سزایی برخوردار است. زنان در این منطقه تقریبا در تمامی عرصه‌ها حضور چشمگیر دارند. سیاست، دیپلماسی، هنر، آموزش و نیروی نظامی میدان حضور زنان است و زنان توانسته‌اند که خط مشی مختص به خود را در این ساحت‌ها ایجاد کنند. زنان روژئاوا با اصرار بر دموکراسی و آزادی تقریبا برای هر مدل مسلط از این گفتمان‌ها آلترناتیو ارائه داده‌اند و آن را عملی نموده‌اند. زن نه موجود درجه چندم که شهروندی آزاد است و دارای  شناسنامه‌ی خود است. زنان روژئاوا با تغییر بنیادین در عرف و عادت‌های غلط کوردی، خود را از یوغ مردسالاری و نگاه خیر رها کردند و همواره در تلاش هستند تا مردسالاری ژوئیسانس محور از میان برود. روژئاوا مصداق بارز دیسکورس “ژن ژیان آزادی” است. پارادایم شیفت اساسی در واقع تغییر در ذهنیتی بود که زن را در حاشیه نگه می‌داشت و به نوعی روحیات و احساسات او را زنده به گور می‌کرد.

زنان روژآوا نه در کنج خلوت خود که در بحبوحه‌ی اجتماع مردمی حضور دارند. آنان در آکادمی، ورزشگاه، سینما، صفوف نظامی، موسیقی و سیاست ایستار خویش را آفریدند و برای اولین بار زن صاحب روایت خود شد. ورژنی که در روژآوا مشاهده می‌شود نمونه‌ای والا از مواجهه و مداخله است و مدخلی  معتبر برای تعبیر فلسفی زنانگی است. زنان روژآوا با علم به تنانگی، خود را از فتیشیسم سرمایه‌داری رها نمود و بدن را از قید و بندهای متعارف رهانید. بدن‌مندی به سان رکن رکین هستنده‌گی چون آلترناتیوی برای بدن‌هراسی نرمال که سرمایه‌داری از آن سوءاستفاده می‌کند به تمام زنان جهان ارائه شده است. مبنای تمام این تغییرات داده‌های ژنئولوژی است که اساس بیسیک جهان‌بینی زنان در روژئاوا را تشکیل می‌دهد.

زنان در روژئاوا به سازماندهی زنانه دست یافتند و آن را در ابعاد شهری و روستایی عملی نمودند. این سازماندهی نه صرفا یک اکت حزبی، که ریشه در ژنئولوژی دارد و برای دراز مدت برنامه ریزی می‌کند. زنان کمون‌های مختص به خود را ایجاد نمودند و در آن به تشکیل تیم و هسته پرداختند. زن سازماندهی شده با مدیریت احساسات و عواطف خود، سویه‌ی ساینسیکال خویش را تقویت می‌کند و توان برخورد عقلانی را گسترش می‌دهد و نمود بارز این عقلانیت در روژئاوا به وضوح دیده می‌شود.

ایجاد نیروی دفاعی مختص به زنان در روژئاوا بسیار حائز اهمیت است.YPJ در قالب سازماندهی زنان آنان را برای صیانت از حیات و کرامت خویش در ارگان‌های رسمی خویش به جا می‌کند. فیگور زن مبارز کورد در روژآوا توانست چهره‌ی واقعی و انسانی او را به جهانیان نشان دهد. زن کورد توانست که ذهنیت داعش را که تماما علیه زن و حضور او بود درهم بشکند و پرچم سیاه او را به خاک بمالد. زنان کورد با روح جوانی و نشاط خود علیه پیرسالاری و تروریسم مقاومتی جانانه نشان دادند. این مقاومت ریشه در خودباوری و خودشکوفایی ذهنیت روژآوایی بود. زنان در میادین جنگ سنگین توانستند که قابلیت‌های زنانه خویش را جهت به عقب راندن ظلم و ستم شکوفا کنند. زنان روژئاوا در حقیقت الهه‌های آپویی هستند که آفرینشگر زیبایی و اصالت هستند. آن‌ها هستنده‌هایی هستند که در منظومه‌ی زندگی چون یک سمفونی عاشاقانه ندای آزادی سر می‌دهند. زنی که تا دیروز تحت انقیاد و استیلای مرد بود حال در تلاش است که مرد را نیز از یوغ ذهنیت سفاک و ضدزندگی نجات دهد. زنان روژئاوا محور بالندگی و عشق هستند و هرگز مزدوران سلفی و ترکی نمی‌توانند آنان را حذف کنند.

ممکن است شما دوست داشته باشید